من بودمو تو بودی و اون یادته
تو دلم بهت چی گفتم یادته؟
گفتم تا تو هستی و خدا هیچ مشکلی ندارم
چون تو دیدیش خیالم راحته راحته چون تو دیدیش دیگه تمومه پس نشکن دلمو چون تو شاهدی نشکن دلمو میدونم دیر میشه اما میشه میدونم صلاحمم چیه که دیر میشه از خدا همین جوری میخوام تو که میتونی دعام کنی

توي اين شبها ي پر احساس
در دل پاكت اگه ياد خدا جاي گرفت
وبه چشمت اگه بارون اومد
ولبا نت بهدعايي وا شد:
ياد ما كن كه پر از اميديم
چشم در راه صبا
تا خبر از اين ارد:
ان دعاهات همه رو ديد خدا
وبه تاييد رسيد.
دیونه دیونه کج خیالی بسته مگه جز تو دلم دل به کی بسته
میدونم هنوزم منو باور نداری ولی باز عاشقه این قلب خسته
یه روز میخوای قلبتو پس بگیری یه روز میخوای برای من بمیری
سخته دل نازکتو شکستن لبای خندونتو بستن
خیال نکن برام یه بازیچه ای عادتمه به پای تو نشستن
دیونه دیونه کج خیالی بسته مگه جز تو دلم دل به کی بسته
میدونم هنوزم منو باور نداری ولی باز عاشقه این قلب خسته

هر جا که هستی به فکرت هستم کاش میدونستی چقدر عاشقت هستم
میونم نمیدونی چقدر شما رو دوست دارم اگه باشی تو شبام ماهو لازم ندارم
گر گرفت دفتر خاطراتم شعله زد سینه ام آه سردم
خنده ی تلخ تو وقت رفتن حسرت چشم پر خواهش من در غروبی غم انگیز
کوچه ها پا گرفتن از غربت آخر جاده ها رو ندیدی چی شد اون عاشق بی نهایت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد تو این غروب غم انگیز میزنه طرحی از عصر پاییز این ترانه ته بغض من نیست
ای داد از تو
سخته یكی بهت بگه ستاره شوبچینمت
كمی كه بگذره بگه دیگه نیاببینمت

به محبوبم بگین تا کی بمونم نمیتونم دیگه باید برم من
به محبوبم بگین که من نشستم به پای عهدو پیمونی که بستم
به محبوبم بگین واسش قشنگه غرورم رو به زیر پا شکستم

اسم تو نوازش لبهای سردو بی صداست
چی میشد عشقا همه مثل تو آسمونی بود
چشم تو دنیایی از جنس محبت ووفاست
دست مهربون تو هدیه ای از لطف خداست
همه ی نوازش از آرامشو صلح و صفاست
نفسا تازه میشن وقتی که بوی تو میاد
همیشه نفس بکش عطر نفسهات کیمیاست
تپش قلب تو قصه ی نیاز عاشقاست
مثل دریا اگه پاکی اینم از معجزه هاست
دل من جوون میشه وقتی صداتو می شنوم
همیشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست

محبوبم ، شگفت ترین چیز این است که من و تو همیشه در سرزمینی گام می زنیم که برای دیگران ناشناخته است و هر دو دست دراز می کنیم تا از زندگی بهره خویش را بگیریم و زندگی به راستی دست گشاده است
خدایی جونم بستمه بستمه امتحان عاجزانه میگم دیگه اشکی نمونده برام دیگه قلبی برام نمونده منو برگردون به همون روزای شاد زندگیم آخه چقدر تا کی خسته شدم از سکوت تنهام نزار

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دل زده از لیلی لیا خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهایه بی سنگ صبور خونه ی سردو سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندیو راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزن
اما تو کوه درد باش طاقت بیارو مرد باش
اگر بیای همون جوری که بودی کم میارن حسودا از حسودی
صدار سازم همه جا پر شده هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که از خالی از عشقو امید همیشه محتاجه به نور خورشید


امشب این بغض سمج خیال رفتن نداره پر از اندوه ولی میل شکستن نداره
ببار بارون...ببار امشب ،با اون آواز پر محنت
با اون اشکای سیل آسا ، با اون بغضای رعدآسا
ببار بارون...ببار امشب ، با اون ترانه غربت
با اون آواز جغد شب، با اون بلندی یلدا ،
با اون ستاره تنها،
صداتون عالمی داره،منو آروم نمیذاره
میون این شب نمناک،هم آوای من غمناک
ببار بارون...ببار امشب ،صدام امشب هم صداته
شریک درد و غمهاته، چشم گریون من امشب...
ببار بارون...ببار امشب
![]()
آسمان امشب به حالم گريه کن
روح تبدار مرا پاشويه کن
آتش افکند عاشقي بر حاصلم
گريه کن بر مجلس ختم دلم
گريه کن بر من که روحم تير خورد
سايه احساس من شمشير خورد
شوخ چشمي بي شکيبم کرده است
با خودم حتي غريبم کرده است
شوخ چشم است و دلم در چنگ اوست
هرچه هست ازچشم پر نيرنگ اوست
آه آن بلا آن درد سينه سوز
از کجا آمد نمي دانم هنوز
شايد از نهتوي جنگل هاي راز
شايد از پشت کپرهاي نياز
او که با اينه ها فانوس بود
چشم او يک کاسه اقيانوس بود
آمد و بر پشت بامم پر کشيد
از سر پرچين قلبم سر کشيد
آمد و زود از سر نعشم گذشت
بي وفا سيلي خورم کرد و گذشت
آمد و بر پشت پايش گم شدم
از جنون ورد لب مردم شدم
رفت و طاق عشق من آوار شد
رفت و منصور دلم بر دار شد
رفت و کوه طاقتم را باد برد
يوسف اميد من در چاه مرد
اين هم از يک عمر مستي کردنم
باز هم شبنم پرستي کردنم
اي دل شوريده مستي مي کني؟
باز هم شبنم پرستي مي کني؟
رام هر کس کي شود آهوي دشت
اي دل بيچاره ديدي بر نگشت
من که گفتم اين پرستو رفتنيست
من که گفتم اين بهار افسرد نيست
من که گفتم اي دل بي بند و بار
عشق يني رنج يعني انتحار
عشق خونت را دواتت مي کند
شاه باشي عشق ماتت ميکند
آه عجب کاري به دستم داد دل
هم شکست وهم شکستم داد دل...
ستاره ی ترانه رو کسی دیگه تو شب ندید یکی رو دفتر چه ی عشثق با رنگ تیره خط کشید
قلبای آدمای شهر خونه های سنگی شدن تموم کوچه هامونم مسیر دلتنگی شدن
ترنم پرنده ها تو بغض باد شب شکست لشکر لحظه های شاد نیومده عقب نشست
تو این هیاهوی مهیب کسی به فکر دل نبود کسی به یاد غربت این همه سوت دل نبود
حالا تو این شهر بزرگ مثل یه سایه بی کسم میخوام بیام ببینمت باید به خونت برسم
که خیلی سخته به خدا غریبه بودن تو وطن

جمعه ی نبودنت خندیده بود به هفته هام نکنه زردی برگا همشون یه نقشه بود
تا ته سوی چشمام چشم میزارم رونه حیف پابند دلو حرفای عاشقونه شی
توی تاریکی برو ستاره ها منتظرن شاید امشب بتونی یه غزل شبونه شی
چند نفر تو شعر من آسه بیان خسته برن تا غروب خاطره عشق تورو جارو کنه

بس که اون چشمای تو مهربونه کی دلش میاد تورو برنجونه
کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوست نداره
توی این شبای بارونیو خیس کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست
بس که چشمای تو پاکو روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه
تو گوشم میگی که عاشق منی باز داری حرفای شیرین میزنی
باز منو به اوج رویا میبری تو که از تموم دنیا بهتری
معنی عاشقی رو خوب میدونی میگی عاشقی رو حرفت میمونی
میگی هر جا که بری باهات میام میگم هر جور که باشی تورو میخوام
واسه من که عاشقم همین بسه هر کی عاشقه به عشقش برسه
این همه ستاره اما بگو ستاره ی من کجاست؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شب با تموم ستاره هاش تاریکه تا وقتی تو بیای
شبم سحر نمیشه اگه یه وقتی تو نیای
بی تو عزیز قلبم دنیا برام سیاهه فرقی نداره شبو روز لحظه هام تباهه
بی تو شادی برای من مثل خوابو خیاله ی لحظه بی تو موندن فکرش محاله
بیا آسمون تاریکو تاره بی تو شب من نوری نداره ستاره بارون کن هر شب منو آره واسه ی چشات کاری نداره
دیونتم دیونت تو اینو میدونی آره میخوام بیای با من تو بمونی![]()

ناگزیرم از گذشتن از تو و شهر نگاهت گم شدن تو خنثه ی یاس رد شدن از نیمه راهت
نیستی اما سایه ای گم رو تن زخمیه خوابه واسه من که بی تو موندم این نهایت عذابه
پر شده از یک تسلسل تک تک ترانه هامون جبر کوری از غروره رو تن بهانه هامون
بر گردو ببین دست من در حسرت دستات پوسید
رویای قشنگ فردا تو ذهن من از هم پاشید